عروسي...
وثقتيموز
مي خوام خوشبخت بشم و تلاش مي كنم راه خوشبختي رو پيدا كنم ...
یک شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, ساعت 16:10 | Emeli

 

ديشب عروسيه همسايه بغلي مون بود. صداي خواننده ي اركست شون كل كوچه چه عرض كنم كل خيابونو برداشته بود. BMW گل زده بودن و عروسم چ...ه..ر.ه پردازان رفته بود. غذا هم كه نگووو چند مدل و همه هم از ...  ديگه خودتون تا آخرشو بخونين!

به نظر شما شادي و عروسي يعني اين ؟

آهان اينم بپرسم، 

ازدواج به نظر من يعني اينكه : تو داري زندگيتو مي كني ، شاديو خرم، خودتو دوس داري، خيلي هم به خودت خوش مي گذروني، روياهات رومحقق ميكني، و غيره!

تا اينكه يه روز، يكي مياد و دلتو مي بره، اونروز ديگه روياهاش روياهات ميشه و دوس داري كنار اوون خوش بگذروني و غيره!

تصميم مي گيرين ازدواج كنين!

حالا سوالم اينجاست : جشن اين وسط چي كاره است؟

نشون دهنده ي اينه كه تو و همسرت شادين و ديگران رو هم در شاديتون شرييك مي كنين ؟

يا نشون دهنده ي اينه كه ديگران شادند و تو و همسرت در اوون شادي شرييك مي شين ؟

-----------------------

پ. ن. : جواب خودم يه پست مفصل ميشه ، بعداً.

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





درباره وبلاگ


Emeli هستم. 22 سالمه. ساكن تهرانم. نرم افزار كامپيوتر خوندمو تازه فارغ التحصيل شدم. تصميم به ازدواج داشتم ولي به هزاران دليل كه درست و غلطشو نمي دونم، ازدواجم سر نگرفت! خانواده ي مذهبي ندارم و تا سال اول دبيرستان، بي حجاب بوودمو از اينكه ديگران از ظاهرم و اندامم تعريف مي كردند شاد بوودمو روز به روز بيشتر بي حجاب مي شدم. ساله پيش دانشگاهيم، از لحاظ پوشش تغيير رويه اساسي دادم و در ذهنم تعارضاتي پيش اوومد كه منو واداشت به اينكه بدونم من كيم؟ باورهام چيه؟ باور درست كدومه ؟ به همين دليل قم رو براي گذروندن دوران دانشجويي انتخاب كردم ( شهري ديده بودم كه ميتونم از لحاظ مذهبي به اطلاعات كافي برسم) اما مشكلات فراوووني برام پيش اوومد و كمتر تونستم بهره برداري كنم ولي اين تعارضات هنوز هستو من به دنبال حلش هستم! البته بگم ، ذهن به شدت پرسشگر و كنجكاوي دارم و علاوه بر اوون مسائل رو ساده قبول نمي كنم، همين باعث شده كه هميشه بگم «نمي دونم!» و به دنبال اوون تلاش كنم براي دونستن! پس دفتر خاطراتي تهيه كردمو از افكارم از خاطراتم از درددل هام درش نوشتمو به زندگيم دقيق شدم ، تا هم خودم رو خدا رو راه و رسم زندگي رو ! پيدا كنم و هم خاطراتم و روند زندگيم رو ثبت داشته باشم، تا هميشه به يادم بمونه ! دفترم هميشه مخفي بوود و از اين كه خوونده نميشد خسته شدم و تصميم گرفتم به بلاگ تبديلش كنم.
آخرین مطالب

پيوندها


 

 

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان وثقتيموز و آدرس delnegari.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







ورود اعضا:

خبرنامه وب سایت:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید